از سرخس تا مشهد
قصههای عاشقی در ایستگاه حریم رضوی
سه شبانهروز است که جادهی ۱۸۰ کیلومتری سرخس به مشهد، میزبان خیل عاشقانی است که قدم به قدم، دلشان را روانهی حرم هشتمین امام کردهاند.

جاده ای پر از روایت، از اشک و آه و لبخند. قصههایی که، همه در یک نقطه به هم میرسند؛« ایستگاه صلواتی حریم رضوی».
این ایستگاه ، در ورودی منطقه ویژه اقتصادی سرخس، جایی است که برای یازدهمین سال، خادمانش، بساط مهربانی را پهن کردهاند و کاروانهای خسته را با چای، نان، شربت و محبت، پذیرایی میکنند.
به گزارش آستان نیوز، این موکب به همت مؤسسه منطقه ویژه اقتصادی سرخس، از مجموعههای تابعه بنیاد بهرهوری موقوفات آستان قدس رضوی برپا شده و حالا، نه فقط یک ایستگاه صلواتی، که خانهای، برای هزاران زائر دلخسته است.
صبحی با بوی کربلا
ساعت۶ صبح است. هوا هنوز سردی سحر را در خود دارد. از بلندگوهای موکب، صدای مداحی آرامی در فضا پیچیده است، نوایی که دلها را نرم میکند و خستگی راه را،به فراموشی میسپارد.
خادمان موکب، با سینیهای پر از چای داغ به استقبال اولین کاروان میروند، بخار لیوانها در هوای صبحگاهی بالا میرود و بوی نان تازه، در اطراف، میپیچد.
در میان اهالی کاروان، علی و زهرا، جلوتر از همه قدم برمیدارند. آنها سالهاست در انتظار فرزند هستند، اما تقدیر تا امروز آرامتر از آرزوهایشان حرکت کرده است و آنها برای نخستین سال، دل به سفر پیاده بستهاند. هیچگاه به کربلا نرفتهاند؛ تنها روایتهای عموی علی را شنیدهاند که هر سال از پیادهروی اربعین بازمیگردد و از موکبهای عراق و شور و حال جادهی کربلا،میگوید.
حال، درست همینجا، در موکب حریم رضوی، بوی چای داغ، صدای نوحه و لبخند خادمان، برایشان رنگ و بویی از همان روایتها دارد.
زهرا با چشمانی پر از اشک به بنر سبز بزرگ «ایستگاه صلواتی حریم رضوی» نگاه میکند. علی دست همسرش را میفشارد و هر دو حس میکنند، انگار امام رضا(ع)، خودشان را دعوت کرده اند.
برای نخستینبار، آنچه سالها شنیده بودند را با تمام وجود لمس میکنند: طعم مهربانی، بوی غربت و صدای عاشقی.
بیبی لیلا، یار دیرین جاده
بیبی لیلا پیرزنی است که همهی خادمان منطقه ویژه،او را میشناسند. سال هاست که در دهه آخر صفر، بیهیچ همراهی، از سرخس تا مشهد را پیاده میرود. دلش همیشه شوق کربلا را دارد، اما چون تنهاست، هیچ وقت قسمت نشده به زیارت امام حسین(ع) برود، حالا جادهی سرخس – مشهد، برایش همان کوچههای عشق کربلا ست.
هر بار که به موکب میرسد، خستگی از چهرهاش پاک میشود. خادمان با احترام از او پذیرایی میکنند؛ گویی او جزئی از خانوادهی موکب است. بیبی لیلا، صبور و آرام، پتو روی دوشش میاندازد و ساعتی در گوشهی فضای سرپوشیده ۲۰۰ متری استراحت میکند، تا دوباره آماده شود برای ادامهی مسیر.
خدمات درمانی و رفاهی برای زائزان
کاروان دیگری از راه میرسد؛ کاروانی پر از خانوادهها و کودکانی که صدای خندهشان جاده را پر کرده است.بعضی از خانوادههایی که بچه کوچک دارند، همین مقدار پیادهروی، بچهها را کم طاقت کرده است، اما وقتی وارد موکب میشوند، خیال والدینشان راحت است از امکانات این موکب؛ از سرویسهای بهداشتی جداگانه گرفته تا خدمات درمانی هلالاحمر. کودکان لیوانهای شربت را با ذوق میگیرند و مادرها با آرامش،سر سفرهی صبحانه و ناهار، مینشینند.
پدران، خسته و خاکی، کنار هم چای مینوشند و لبخند میزنند. انگار موکب برایشان فرصتی است تا نفسی تازه کرده و کودکانشان را با امنیت، برای ادامهی مسیر آماده کنند.
شفاعت پدر از امام رئوف
در میان زائران، دختری نوجوان از سرخس حضور دارد. دلش سنگینتر از کولهای است که بر دوشش انداخته.
پدرش دو ماهی میشود که در بیمارستان امام رضای مشهد بستری شده است. او آمده تا با دلی پر اندوه و التماس،این مسیر را طی کند و پدرش را به امام مهربانیها بسپارد.
وقتی به موکب میرسد، خادمان با نگاهی پر از دلگرمی، کنارش مینشینند. لیوانی آب خنک به او میدهند و بستهی فرهنگی کوچکی در دستش میگذارند. دخترک آرامتر میشود؛ حس میکند این بسته شاید نشانه ای باشد، برای شفاعت پدرش.
همه در یک مسیر برای یک هدف
در موکب حریم رضوی، شیعه و سنی دوشادوش همدیگر هستند. هیچ مرزی نیست جز عشق به امام هشتم. صدای مداحی اهلبیت(ع) در فضا میپیچد و کاروانها برای ساعتی خستگی را کنار میگذارند. بعضی از آنها ، تازه از کربلا برگشتهاند و هنوز گرد و خاک بینالحرمین بر شانههایشان نشسته؛ بعضیها جاماندهی اربعیناند و دلشان را در این جاده، سبک میکنند.
یکی در گوشهای، دعا می خواند ، دیگری پای صحبت امام جماعت مینشیند تا آداب زیارت را بیاموزد. جمعی نماز جماعت میخوانند و صدای آمین شان،با صلواتها،گره میخورد.
فراتر از یک ایستگاه
خدمت به یک موکب ختم نمی شود ،خادمان موکب، خدمترسانی را محدود به همین مکان نکردهاند. آنها به ایستگاههای سطح شهر سرخس بویژه ایستگاه بینراهی مزداوند، کمک رسانی می کنند و در شب شهادت امام رضا(ع)، همراه با اداره املاک سرخس، مراسم عزاداری را در مسجد امام رضا(ع)، برگزار میکنند.
برای آنها،موکب فقط یک ایستگاه صلواتی نیست؛ نشانهای است از وحدت، همدلی و عشق مردمی که میخواهند در راه امامشان، سهمی داشته باشند.
پایان راه، آغاز دلدادگی
۵۰ کاروان با مجموع بیش از ۷ هزار زائر پیاده، از سرخس راهی مشهد شدهاند. سه روز راه، سه روز عشق و صبوری. آنها با پای خسته اما دلی سرشار از امید، وارد مشهد میشوند. در این میان، ایستگاه صلواتی حریم رضوی هم در این سفر،سهم مهمی دارد: جرعهای چای، تکهای نان، لبخندی صمیمی و نگاهی پر از آرامش.
و اینجا، در جادهی سرخس – مشهد، هر دل، روایت خودش را دارد. اما همهی روایتها در یک زمزمهی مشترک گره میخورد:
«السلام علیک یا علی بن موسی الرضا…»