گفتوگو با مدیرعامل کارگزاری بورس اوراق بهادار رضوی
سرنوشت بورس پس از رشد پرشتاب | بازار سرمایه در نیمه دوم سال به کدام سو میرود؟
بازار سرمایه از ابتدای سال ۱۴۰۵ با ثبت بازدهی قابلتوجه و ورود حدود ۱۶۰ هزار سهامدار جدید، بار دیگر به یکی از جذابترین بازارهای سرمایهگذاری کشور تبدیل شده است. این رشد در حالی رقم خورده که اقتصاد ایران همچنان با ابهامهای ناشی از شرایط جنگی، تحولات سیاسی، نوسانات نرخ ارز، سیاستهای پولی و چالشهای ساختاری روبهرو است. در چنین فضایی، آینده بورس بیش از هر زمان دیگری مورد توجه سرمایهگذاران قرار گرفته است. در همین راستا، در گفتوگویی با ریحانه باقری، مدیرعامل کارگزاری بورس اوراق بهادار رضوی، چشمانداز بازار سرمایه، مهمترین ریسکهای پیشروی بورس و صنایع مستعد رشد در ادامه سال را بررسی کردهایم

در بهار سال جاری شاهد ورود 160 هزار سهامدار و کد معاملاتی جدید به بازار سرمایه بودیم. همزمان با این اتفاق بازار سرمایه رشد کم نظیر 40 درصدی را تجربه کرد. این رونق تداعی گر تجربه تلخی است که در سال 99 رخ داد. به نظر شما چقدر محتمل است که دوباره شاهد تکرار ان تجربه تلخ باشیم؟
مقایسه شرایط فعلی بازار سرمایه با سال ۱۳۹۹، طبیعی و حتی ضروری است؛ زیرا در هر دو دوره شاهد ورود گسترده سرمایهگذاران جدید و رشد سریع شاخصها بودهایم. اما از نظر من، صرف شباهت ظاهری به معنای تکرار همان سرنوشت نیست و تفاوتهای مهمی میان این دو دوره وجود دارد.
در سال ۱۳۹۹، رشد بازار تا حد زیادی ناشی از ورود هیجانی نقدینگی، عرضه محدود سهام، تبلیغات گسترده و فاصله گرفتن ارزش بسیاری از شرکتها از واقعیتهای بنیادی بود. نسبتهای ارزشگذاری در بسیاری از نمادها به سطوح غیرمنطقی رسید و همین موضوع زمینه اصلاح سنگین را فراهم کرد. در شرایط فعلی، اگرچه رشد حدود ۴۰ درصدی بازار و ورود حدود ۱۶۰ هزار کد معاملاتی جدید میتواند نشانه افزایش هیجان باشد، اما چند تفاوت اساسی وجود دارد.
بخش مهمی از رشد بازار بر پایه افزایش سودآوری شرکتهای صادراتی، تورم، رشد نرخ ارز و بهبود ارزش جایگزینی داراییها شکل گرفته است. نسبتهای ارزشگذاری بازار، در اغلب صنایع، هنوز فاصله معناداری با اوج سال ۱۳۹۹ دارد و نمیتوان از حباب فراگیر سخن گفت.
در این شرایط فعلی بازار با چه ریسکهایی مواجه است؟
تجربه تلخ سال ۹۹ باعث شده هم سرمایهگذاران و هم سیاستگذاران نسبت به رفتارهای هیجانی حساستر باشند؛ هرچند همچنان ریسک تصمیمات سیاستی وجود دارد. با این حال، نباید از ریسکها غافل شد. مهمترین عواملی که میتوانند روند بازار را تحت تأثیر قرار دهند، مسائلی همچون تصمیمات ناگهانی در حوزه نرخ بهره، قیمتگذاری دستوری یا سیاستهای ارزی؛ تحولات سیاسی و بینالمللی؛ افزایش بیش از حد انتظارات و شکلگیری رفتارهای سفتهبازانه در برخی صنایع و نمادهای کوچک است.
***تحلیل شما از شرایط بازار تا پایان سال جاری چیست؟
سناریوی محتملتر این است که بازار تا پایان سال وارد دورهای از رشد همراه با نوسان و اصلاحهای مقطعی شود، نه یک روند صعودی یکپارچه و نه الزاماً یک ریزش مشابه سال ۱۳۹۹.
در صورت ثبات متغیرهای کلان اقتصادی، کنترل نرخ سود و حفظ روند سودآوری شرکتها، میتوان انتظار داشت بازار سرمایه همچنان یکی از گزینههای جذاب سرمایهگذاری باقی بماند. اما بازدهی احتمالاً بیش از گذشته انتخابمحور خواهد بود؛ یعنی همه نمادها به یک اندازه رشد نخواهند کرد و شرکتهای دارای سودآوری پایدار، جریان نقدی مناسب و ارزشگذاری منطقی عملکرد بهتری نسبت به سهمهای صرفاً هیجانی خواهند داشت.
در مجموع، احتمال تکرار دقیق تجربه سال ۱۳۹۹ را در شرایط فعلی پایین تا متوسط ارزیابی میکنم؛ اما اگر رشد قیمتها از متغیرهای بنیادی فاصله بگیرد و سیاستگذاریهای غیرمنتظره نیز به آن اضافه شود، احتمال اصلاحهای قابل توجه افزایش خواهد یافت. بنابراین انتظار میرود نیمه دوم سال، بیش از آنکه زمان رشد فراگیر همه نمادها باشد، دورهای برای تفکیک سهام ارزنده از سهام صرفاً هیجانی باشد.
کدام صنایع بورسی را مستعد رشد بیشتر میدانید؟
برای سال ۱۴۰۵، اگر بخواهم با نگاه بنیادی و نه صرفاً نوسانگیری نظر بدهم، همچنان معتقدم بورس ایران میتواند بازدهی مناسبی داشته باشد، اما انتخاب صنعت و شرکت بسیار مهمتر از خرید کل بازار است. عواملی مانند بودجه ۱۴۰۵، نرخ بهره، سیاست ارزی، محدودیتهای انرژی و شرایط سیاسی اثر تعیینکنندهای بر صنایع مختلف دارند. در این شرایط، اولویت صنایع را به این شکل میبینم.
- بانکها (اولویت بالا)
اگر روند اصلاحات اقتصادی و کاهش ریسکهای سیستماتیک ادامه پیدا کند، بانکها میتوانند از لیدرهای بازار باشند.ارزش داراییها و امکان تجدید ارزیابی نیز برای برخی بانکها مزیت محسوب میشود.
- پتروشیمی و شیمیایی
شرکتهای صادراتمحور در صورت ثبات یا رشد نرخ ارز همچنان از جذابترین گزینهها هستند.
البته هزینه انرژی و سیاستهای صادراتی باید بهدقت رصد شود.
- فلزات اساسی و معدنی
در صورت بهبود قیمتهای جهانی و کاهش محدودیتهای برق و گاز، ظرفیت رشد مناسبی دارند.این گروه معمولاً از رشد نرخ ارز نیز منتفع میشوند.
- دارویی
از صنایع دفاعی بازار محسوب میشود.در ماههای اخیر نیز عملکرد این صنعت نسبت به بسیاری از گروهها بهتر بوده، هرچند ادامه این روند تضمینشده نیست.
- فناوری اطلاعات و پرداخت
برای سرمایهگذاری بلندمدت جذاب است؛ رشد خدمات دیجیتال میتواند به افزایش سودآوری این شرکتها کمک کند.
صنایعی که با احتیاط بیشتری نگاه میکنم به ترتیب خودروسازی چون وابستگی زیاد به سیاستگذاری و قیمتگذاری دارد و صنعت سیمان و فولادهای انرژیبر به دلیل ریسک قطعی برق و گاز خواهند بود.
به این ترتیب اگر قرار باشد امروز یک پرتفوی میانمدت (یکساله) تشکیل دهم ۳۰٪ بانکها، ۲۵٪ پتروشیمی و شیمیایی،
۲۰٪ فلزات و معدنیها ، ۱۵٪ دارویی و ۱۰٪ فناوری و پرداخت خواهد بود. این ترکیب بین شرکتهای صادراتی، صنایع داخلی و بخشهای دفاعی تعادل ایجاد میکند.
تحلیل تان از عوامل رشد بازار سرمایه از ابتدای سال تاکنون چیست و آیا این عوامل را پایدار می دانید؟
تحلیل من این است که رشد بورس از ابتدای سال ۱۴۰۵ تا پایان تیرماه حاصل یک عامل واحد نبوده؛ بلکه از همزمانیِ عقبماندگی ارزشگذاری، افزایش انتظارات تورمی و ارزی، ورود نقدینگی، بهبود نسبی انتظارات سیاسی و تقویت سود اسمی شرکتها شکل گرفته است. بااینحال، همه این عوامل به یک اندازه پایدار نیستند.
جبران عقبماندگی بورس از بازارهای موازی به این دلیل بود که در شروع سال، بسیاری از سهام نسبت به نرخ ارز، تورم انباشته، ارزش جایگزینی داراییها و قیمت طلا عقبمانده بودند. همین فاصله باعث شد با کاهش نسبی ترس سرمایهگذاران، بخشی از پول به سمت سهام حرکت کند.
شاخص کل در ششم تیر به حدود ۵.۱۷ میلیون واحد رسید و در شانزدهم تیر نیز محدوده ۵.۳۱ میلیون واحد را تجربه کرد؛ در برخی روزها بیش از ۹۰ درصد نمادها مثبت بودند. تا زمانی که قیمت سهام از تورم، ارز و ارزش دارایی شرکتها عقب باشد، ظرفیت جبران وجود دارد؛ ولی پس از افزایش نسبتهای ارزشگذاری، ادامه رشد باید از مسیر افزایش واقعی سود شرکتها صورت گیرد، نه صرفاً رشد قیمت.
عامل بعدی افزایش نرخ ارز و انتظارات تورمی هست. افزایش نرخ ارز دو اثر بر بورس داشت. اول درآمد ریالی شرکتهای صادراتی را بالا میبرد و دوم ارزش جایگزینی شرکتهای داراییمحور را افزایش میدهد، بنابراین باعث میشود قیمت اسمی سهام در مقایسه با سایر داراییها ارزانتر دیده شود. این اثر بیشتر در پتروشیمیها، فلزات، معدنیها، پالایشیها و هلدینگهای سرمایهگذاری دیده میشود.
افزایش هزینهها و البته رشد نرخ فروش شرکتها در این زمینه چه اثری داشت؟
در اقتصادی تورمی، رشد اسمی درآمد شرکتها احتمالاً ادامه پیدا میکند؛ اما اگر هزینه انرژی، مواد اولیه، دستمزد و مالیات سریعتر از نرخ فروش رشد کند، سود واقعی شرکتها افزایش نخواهد یافت. بنابراین صرفاً بالا رفتن دلار برای رشد پایدار همه سهمها کافی نیست.
عامل سوم ورود نقدینگی حقیقی و افزایش ارزش معاملات بوده است.در برخی مقاطع، ورود پول حقیقی بسیار قابل توجه بود. برای نمونه، در دوم تیر حدود ۴.۵ هزار میلیارد تومان پول حقیقی وارد بازار شد و شاخص بیش از ۸۸ هزار واحد رشد کرد. این موضوع نشان داد که بازار پس از مدتها توانسته بخشی از نقدینگی سرگردان را جذب کند. افزایش ارزش معاملات نیز باعث شد سرمایهگذاران از امکان خریدوفروش و خروج آسانتر اطمینان بیشتری پیدا کنند. ولیکن به لحاظ ارزیابی پایداری باید گفت:ورود پول حقیقی معمولاً نتیجه اعتماد است، نه علت اولیه آن. این پول در صورت بروز شوک سیاسی، تصمیم ناگهانی اقتصادی یا افزایش نرخ سود میتواند سریعاً خارج شود. بنابراین بهتر است پایداری بازار را با میانگین چندهفتهای ارزش معاملات و ورود پول بسنجیم، نه با یک یا دو روز ورود سنگین.
بخشی از رشد بازار ناشی از این تصور بوده که شرایط سیاسی و اقتصادی نسبت به دورههای بحرانی قابلکنترلتر شده و سیاستگذار نیز تمایل بیشتری به حمایت از بازار سرمایه دارد.
علاوه بر این، رشد نرخ فروش محصولات، افزایش نرخ ارز مؤثر بر درآمد صادراتی و تعدیل قیمت محصولات داخلی، انتظار رشد سود اسمی شرکتها را تقویت کرده است. شرکتهایی که بدهی کمتری دارند،جریان نقد عملیاتی مثبت دارند،نرخ فروششان آزادتر است و با محدودیت انرژی کمتری روبهرو هستنداز این عامل بیشتر بهره میبرند.به اعتقاد من، ادامه حرکت بورس در نیمه دوم سال بیش از آنکه «شاخصمحور» باشد، به گزارشهای فصلی و سودآوری تکشرکتها وابسته خواهد شد. در حال حاضر مهمترین مانع رشد پایدار، نرخ بهره می باشد،
با وجود رشد بورس، نرخ سود بدون ریسک همچنان بالاست. بنابراین برخلاف تصور رایج، رشد ابتدای سال الزاماً ناشی از سیاست پولی انبساطی نبوده است؛ بازار با وجود نرخ بهره بالا رشد کرده و همین موضوع یکی از نقاط آسیبپذیر آن است.
فکر میکنید رشدی که بازار در چند ماه نخست سال تجربه کرد، ادامه پیدا میکند؟
من روند میانمدت بورس را همچنان مثبت اما پرنوسان میدانم. رشد اولیه تا حد زیادی بر پایه جبران عقبماندگی و انتظارات شکل گرفته است. برای ادامه پایدار رشد، سه شرط ضروری است. نخست اینکه سود شرکتها در گزارشهای واقعی رشد کند؛ شرط دوم این است که نرخ بهره افزایش بیشتری نداشته باشد و ترجیحاً کاهش یابد؛ شرط سوم نیز این است که سیاستهای ارزی، انرژی و قیمتگذاری قابلپیشبینیتر شوند.
اگر این شروط محقق نشوند، احتمالاً شاخص بهصورت اسمی رشد میکند، اما بازده واقعی و فراگیر بازار ضعیف خواهد بود. به همین دلیل در ادامه سال، انتخاب سهمهای سودساز و دارای جریان نقد را مهمتر از پیشبینی جهت شاخص کل میدانم.
کارگزاري بورس اوراق بهادار رضوي موفق شد که مجوز معاملات برخط برق را کسب کند. هدف گذاری شما برای افزایش تعداد مشتریان و افزایش درآمدهای شرکت چیست؟ چه برنامه ای برای تنوع بخشی به خدماتی که به مشتریان تان ارائه میکنید دارید؟
کسب مجوز معاملات برخط برق برای کارگزاری بورس اوراق بهادار رضوی را صرفاً اضافه شدن یک خدمت جدید نمیدانم، بلکه آن را نقطه شروع ورود جدیتر به بازارهای کالایی و انرژی تلقی میکنم. هدف ما این است که این مجوز به ایجاد جریان درآمدی پایدار و جذب مشتریان جدید منجر شود، نه اینکه صرفاً یک قابلیت در سبد خدمات شرکت باشد.
در حوزه توسعه مشتریان، هدفگذاری ما بر سه محور است. نخست، جذب صنایع و بنگاههای مصرفکننده برق مانند واحدهای تولیدی، فولادی، سیمانی، معدنی و سایر صنایع انرژیبر که میتوانند از ظرفیت بازار برق برای مدیریت هزینههای انرژی استفاده کنند. دوم، توسعه همکاری با نیروگاهها، شرکتهای توزیع و عرضهکنندگان برق برای افزایش سهم بازار کارگزاری در معاملات برق. سوم، استفاده از ظرفیت مشتریان فعلی کارگزاری و ارائه خدمات یکپارچه به آنها، بهگونهای که مشتریان بازار سرمایه بتوانند سایر نیازهای خود در بازارهای مالی و کالایی را نیز از طریق همین کارگزاری تأمین کنند.
از منظر درآمد، برنامه ما افزایش سهم درآمدهای کارمزدی از بازارهای متنوع است تا وابستگی شرکت به معاملات سهام کاهش یابد. بازار سرمایه امروز دیگر صرفاً بازار سهام نیست و رشد پایدار کارگزاریها در گرو حضور فعال در بورس کالا، بورس انرژی، صندوقهای سرمایهگذاری، خدمات مشاوره مالی و مدیریت دارایی است. به همین دلیل تلاش خواهیم کرد ترکیب درآمدی شرکت متنوعتر و باثباتتر شود.
در حوزه تنوعبخشی به خدمات نیز چند برنامه را دنبال خواهیم کرد. نخست، توسعه خدمات مرتبط با بورس انرژی شامل معاملات برق و در ادامه سایر حاملهای انرژی و ابزارهای مالی این بازار. دوم، ارائه خدمات مشاوره تخصصی به صنایع در زمینه مدیریت ریسک انرژی، تأمین برق و استفاده از ابزارهای بازار سرمایه. سوم، توسعه خدمات مدیریت ثروت برای مشتریان حقیقی و حقوقی از طریق سبدگردانی، صندوقهای سرمایهگذاری و مشاوره سرمایهگذاری متناسب با سطح ریسک هر مشتری. چهارم، سرمایهگذاری در زیرساختهای دیجیتال، بهبود تجربه کاربری سامانههای برخط، توسعه ابزارهای تحلیلی و استفاده از فناوریهای هوشمند برای ارائه خدمات شخصیسازیشده.
در نهایت، معتقدم مزیت رقابتی آینده کارگزاریها تنها در ارائه امکان انجام معامله نیست؛ بلکه در کیفیت مشاوره، سرعت ارائه خدمات، استفاده از فناوری و توانایی ارائه راهکارهای جامع مالی به مشتریان است. اگر بتوانیم از یک کارگزاری صرف به یک شریک مالی قابل اعتماد برای مشتریان تبدیل شویم، افزایش تعداد مشتریان و رشد درآمد شرکت نیز بهصورت طبیعی و پایدار محقق خواهد شد.
با توجه به افزایش حقوق صاحبان سهام کارگزاری بورس اوراق بهادار رضوی چه برنامهای برای افزایش سرمایه دارید؟
افزایش حقوق صاحبان سهام، ظرفیت مالی و اعتباری کارگزاری بورس اوراق بهادار رضوی را به شکل قابل توجهی ارتقا داده است و طبیعتاً یکی از اولویتهای ما، بهرهبرداری از این ظرفیت از طریق افزایش سرمایه خواهد بود. رویکرد ما این است که افزایش سرمایه صرفاً یک اقدام حسابداری نباشد، بلکه در خدمت توسعه کسبوکار و افزایش سودآوری شرکت قرار گیرد. به همین دلیل، هرگونه افزایش سرمایه متناسب با برنامههای توسعهای شرکت و نیازهای عملیاتی آن انجام خواهد شد.
در صورت اخذ مجوزهای لازم و تصویب ارکان شرکت، افزایش سرمایه میتواند علاوه بر مازاد تجدید ارزیابی داراییها، از محل سود انباشته و یا آورده نقدی سهامداران انجام شود. منابع حاصل نیز در چند محور اصلی به کار گرفته خواهد شد؛ از جمله افزایش ظرفیت اعتباری شرکت، توسعه فعالیت در بازارهای بورس انرژی و بورس کالا، سرمایهگذاری در زیرساختهای فناوری اطلاعات و سامانههای معاملات برخط، ارتقای امنیت و کیفیت خدمات دیجیتال و همچنین توسعه سرمایه انسانی و جذب نیروهای متخصص.
از سوی دیگر، با توسعه فعالیتها در حوزه معاملات برخط برق و سایر ابزارهای نوین بازار سرمایه، نیاز به سرمایه بالاتر برای ارائه خدمات گستردهتر و کسب مجوزهای جدید نیز افزایش خواهد یافت. بنابراین افزایش سرمایه را نه یک هدف، بلکه ابزاری برای ارتقای جایگاه رقابتی کارگزاری در صنعت میدانیم.
هدف نهایی ما این است که کارگزاری بورس اوراق بهادار رضوی از یک کارگزاری سنتی به یک مجموعه جامع خدمات مالی تبدیل شود؛ مجموعهای که بتواند علاوه بر خدمات کارگزاری، در حوزه مدیریت دارایی، مشاوره مالی، بورس کالا، بورس انرژی و سایر خدمات مالی نوین نیز نقشآفرینی مؤثری داشته باشد. در چنین چارچوبی، افزایش سرمایه به تقویت توان مالی شرکت، افزایش درآمدهای پایدار و در نهایت ایجاد ارزش افزوده بیشتر برای سهامداران منجر خواهد شد.